|
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
|
|
|
|
||||
|
امروز خبرگزاری مهر از احتمال معرفی سوسن کشاورز به عنوان وزیر آموزش و پروش خبر داده است. در همین زمینه یکی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس این خانم را فاقد سمت اجرایی دانسته و با نامناسب خواندن این گزینه برای وزارت آموزش و پرورش گفته : آموزش و پرورش آزمایشگاه و یا کارگاه آموزشی نیست که رئیس جمهور هر فردی را برای وزارت در آن انتخاب کند، اینکه به خانم ها فرصت وزارت داده شود خوب است اما اینکه فردی را با بالگرد به قله کوه برسانیم و بگوییم تو قله را فتح کردی اصلا خوب نیست. افراد باید خود از کوه بالا بیایند تا فراز و فرودها و سختی ها را بچشند و تجربه را کسب کنند که مطمئناً کشاورز این ویژگی را ندارد. بخدا قسم محیط زیست هم کم از آموزش و پرورش ندارد، اما چرا تاکنون هیج یک از نمایندگان مجلس از خود نپرسیده اند که چگونه برخی مدیران محیط زیست کشور از قعر دره به قله کوه رسیده اند ؟ مدیرانی که در بین آنها بودند کسانی که قبل از آنکه بدانند استان کرمان در کجای ایران واقع شده ، معاون رییس جمهور و رییس سازمان محیط زیست شدند . برخی از انها نمی دانستند که قوچ و میش ارمنی متعلق به ایران است اینقدر که در جمع خبرنگاران اظهار داشتند بگذارید ما قوچ و میش های خودمان را حفط کنیم بعد برویم سراغ قوچ و میش های ارمنستان !
+
نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 10:16 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در خبرها آمده که اعتماد ملی بامداد دیشب توقیف شده . امیدوارم واقعا توقیف موقت بوده باشد و روزنامه وزین اعتماد ملی دوباره کارش را شروع کند . می بینید چه هدایایی از زمین و آسمان برای روزنامه نگاران در ایران می بارد . بازداشت ، حبس ، توقیف ، بیکاری و .... . براستی که رنج روزنامه نگار بودن در این مملکت از هر رنجی بیشتر است . باور کنید اغراق نمی کنم . چون نه تنها هر لحظه باید منتظر بیکاری باشی بلکه هر لحظه نگران برخوردهای قهریه هم باید باشی و از اینها که فارغ شدی تازه نگرانی روبرو شدن با صاحبخانه و کرایه خانه و زندگی هم هست.
+
نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 10:0 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چند روزی است که نام نامزدهای ریاست سازمان محیط زیست ، مطرح شده ، از فاطمه آجرلو و نسرین سلطانخواه گرفته تا اشرفی پور در مازندران و سلیمان پور وزارت خارجه ای و حتی سردار رویانیان ! اما دو سه روزی هم هست که بحث دکتر محمد باقر صدوق به صورت جدی بر سر زبان ها افتاده و گویا دولت این بار در حال بررسی گزینه ای به نام دکتر محمد باقر صدوق است . دکتر صدوق کیست و چرا باید از آمدن او خوشحال شد ؟ صدوق نه معلم بوده و نه پزشک ! نه ایمنولوژِیست و نه زمین شناس ! نه جهادی است و نه منابع طبیعی چی ! او مدیری نیست که از بیرون از سازمان به این سازمان تزریق شده باشد . مدیری از بدنه خود سازمان با تخصص محیط زیست است . فردی که در حال حاضر مدیر کل محیط زیست استان تهران و پیش از این نیز مدیر کل استان مرکزی و البته قبل تر از آن نیز مدیر کل استان تهران بوده است . کارنامه ایشان در استان مرکزی تا حد زیادی مطلوب بوده و در تهران نیز با وجود ویرانی هایی که بوده و هست و همچنان ادامه خواهد داشت در برخی موارد خوب عمل کرده ، حتما خاطرتان هست سال گذشته چقدر محکم در برابر زمین خواران درپارک ملی سرخه حصار ایستاد و حتی قاضی مرتضوی را به سرخه حصار کشاند تا دستور تخریب بنگاههای معاملات ملکی در سرخه حصار را صادر کند. و البته نتیجه این اقدام او هم ضرب و شتم وی و تخریب اموال اداره کل محیط زیست استان تهران از سوی زمین خواران بود اما باز هم ایشان عقب ننشست . هر چند هنوز اراضی معوض به اعضای تعاونی مسکن زیتون در سرخه حصار داده نشده و آنها هنوز در سرخه حصار حضور دارند اما کاری که صدوق سال گذشته برای سرخه حصار کرد بسیار فراتر از حیطه اختیارات وی در استان تهران بود و باید ممنون او بود . او برای سرخه حصار از دادستانی کل کشور گرفته تا دادستانی تهران و دفتر رهبری و ... با همه جا مذاکره و مکاتبه کرد و در مورد تخریب بنگاههای فروش زمین های سرخه حصار هم نتیجه گرفت . دکتر صدوق اخیرا در حالی عملیات راهسازی و آسفالت جاده دماوند را متوقف کرده که اساسا انتظار می رفت جناب اشرفی پور ، مدیر کل محیط زیست استان مازندران این کار را انجام دهد ! اما باز هم این صدوق بود که برای دومین بار جلوی راهسازی در این منطقه را گرفت . دکتر صدوق، در حال حاضر شایسته ترین و بهترین گزینه مطرح شده برای ریاست سازمان محیط زیست ایران است . هم علم محیط زیست را دارد و هم تجربه حضور در سازمان محیط زیست و هم تجربه مدیریتی بالایی دارد . به نظرم اگر دکتر صدوق به ریاست این سازمان منصوب شود ، انتخاب او را باید بهترین انتخاب در ۳۰ سال اخیر برای سازمان محیط زیست عنوان کرد. آیا براستی محمود احمدی نژاد ، دکتر صدوق مدیر کل محیط زیست استان تهران را به سمت معاون خود و رییس سازمان محیط زیست بر می گزیند؟ صدوق مدیری توانمند و آگاه به مسائل محیط زیست و مدیری شجاع و در عین حال سیاستمدار است که به نظرم می تواند در حال حاضر بهترین رییس برای سازمان محیط زیست ایران باشد . او زبان و شجاعت دفاع از محیط زیست را در برابر دولتی ها دارد و اینطور نیست که با سکوت و بی خیالی و محافظه کاری در جلسات ، خوش خدمتی کند . صدوق مثل خانم جوادی نیست ! اصلا قابل مقایسه با ایشان نیست ! مثل جوادی نیست که وقتی جلوی راهسازی در جنگل ابر شاهرود را گرفت اما وقتی تحت فشار دولت بود در جلسه دولت سکوت کرد تا وزرا بگویند : فردی با پوشش خانم جوادی در منطقه حاضر شده و جلوی راهسازی و فعالیت لودرها را گرفته اما ما می دانیم که او خانم جوادی نبوده چون ایشان مانع توسعه نمی شوند! و جالب است که خانم جوادی در این جلسه سکوت اختیار کرده و نگفته که اون فرد خودش بوده و کارش هم درست بوده! صدوق اگر کاری کند تا آخرش پیش می رود و از حرفش کوتاه نخواهد آمد همانطور که ۱۲ سال قبل در مورد آزاد راه تهران شمال کوتاه نیامد. بیایید از خدا بخواهید که صدوق بیاید . نباید انتظار معجزه از صدوق داشته باشیم که اگر بیاید چنین می شود و چنان ! در شرایط کنونی که همه در فکر ادغام محیط زیست در جهاد کشاورزی هستند ، آمدن صدوق یعنی یک بارقه امید . او می تواند جلوی این ادغام و جلوی حداقل خیلی از خرابکاری ها را بگیرد .
+
نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 13:34 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فاطمه واعظ جوادی دیروز بعد از گذشت دو سال از آخرین نشست خبری خود ، سومین و شاید آخرین نشست خبری خود را در جمع خبرنگاران برگزار کرد . اما این بار او خیلی با قبل فرق کرده بود . اینقدر که حتی برخی خبرنگاران می گفتند کاش زودتر از اینها ، جوادی عوض می شد . کاش این نوع برخورد منطقی او ، تنها یک نمایش قبل از خداحافظی نبوده باشد. جوادی دیروز مثل گذشته، تقصیرها را به گردن قبلی ها نیانداخت . ادبیات او دیگر تند و خشن خطاب به روزنامه نگاران و خبرنگاران نبود و با احترام صحبت می کرد و مهمتر اینکه خودش اعتراف کرد که خیلی دیر به میان خبرنگاران آمده است . او دیروز پذیرفت که رسانه ها و خبرنگاران محیط زیست حتی منتقدان او در کنار سازمان هستند نه مقابل او . اما چه فایده که دیگر خیلی دیر شده . شاید اگر او زودتر ز این دریافته بود ، امروز شاهد این نبودیم که طرح بی شرمانه ادغام سازمان محیط زیست در وزارت جهاد کشاورزی مطرح شود . طرحی که نه فقط او بلکه رییس دولت او هم با آن مخالف است اما از سوی نمایندگان مردم پیگیری می شود . جوادی دیروز خیلی متفاوت از گذشته شده بود . حضور ذهنش بیشتر شده بود و با تسلط صحبت می کرد . هر چند مثل گذشته باز هم جواب قانع کننده ای به پرسش ها نمی داد و یه جورهایی می پیچوند اما معلوم بود که امروز صاحب یک تجربه چهارساله است و بالاخره قدری از محیط زیست آموخته تا بتواند راجع آن صحبت کند در حالی که درگذشته بیشتر از خدا و توحید و موضوعاتی حرف می زد که شاید بی ارتباط با حوزه کاری او بود و دلیلش هم عدم آشنایی با محیط زیست بود . اما او همچنان از دولت اش دفاع می کرد و نمره خود را بالا عنوان کرد. دولتی که بیشترین مصوبات ضد محیط زیستی را در این چند ساله داشته و رییس اش منابع طبیعی را سد راه توسعه می دانسته و معاون اولش محیط زیست را توطئه غرب علیه دنیای اسلام ! اما او باز هم از حمایت پرویز داووودی و احمدی نژاد می گقت ولی اینقدر سعه صدر پیدا کرده بود که به انتقادات حبرنگاران گوش می داد . خانم جوادی! کاش در این ۴ سال بیشتر به رسانه ها و خبرنگاران اعتماد می کردی تا امروز شاهد این نباشیم که اگر قرار است شما از این سازمان خداحافظی کنی و بروی، کسی از اقوام رحیم مشایی به احتمال زیاد بر مسند ریاست این سازمان بنشیند . کاش رسانه ها را در کنار خودت می دیدی تا امروز دیگر هیچ نماینده ای جرات مطرح کردن ادغام و ویرانگری محیط زیست را ندهد . کاش به رسانه ها اعتماد می کردی و قدری سعه صدر خودت و معاونان و مدیرانت را بالا می بردی تا امروز بهتر شاهد نشر آگاهی های زیست محیطی در جامعه و افزایش حساسیت عمومی بودیم . اما اقسوس که در بین مدیران و معاونان و مشاوران شما کسانی هم بودند که متاسقانه از ادب و متانت اولیه در گفتار و برخورد هم ، برخوردار نبودند و جز تهمت و فحاشی و تهدید و ارعاب و بدگویی .... چیز دیگری نمی دانستند تا از خود رو کنند . البته قصد ندارم انگشت اتهام به همه مدیران شما بزنم که در بین آنها بودند کسانی که نه تنها از دانش کافی بورخوردار بودند بلکه از ادب و شحصیت بالایی هم برخوردار بودند و هستند و تنها به کار و خدمت رسانی به محیط زیست فکر می کردند که نمونه آن معاون محیط زیست دریایی شما ، آقای دکتر نبوی و مدیر دفتر اکوبیولوژِی این معاونت آقای مهندس صدیقی و دیگر همکارانشان بودند . از این دست مدیران در سارمان شما بودند مثل همین مدیر کل روایط عمومی تان که الحق و الانصاف در کارش خبره است و همیشه پاسخگو بوده ، یا مدیر پروژه یوز پلنگ آقای مهندس جورابچیان و مدیر قبلی اش آقای مهندس ضیایی . قطعا باز هم هستند چنین مدیران موفقی که من حضور ذهن ندارم اما در کل نمره شما ۸۰ نبوده است ! نه در عملکرد سازمانی نه در انتخاب مدیر و معاون و مشاور و نه در حضور موفق در دولت . نه در خمایت از رسانه ها و ان جی او ها و نه.... . قطعا نمره صداقت شما ۸۰ بوده اما نمره مدریت تان به نظرم خیلی کمتر از این است . سرخه حصار و خجیر و ارومیه و نای بند و بمو و میانکاله و زاغمرز و گلستان و کیامکی و تندوره و خبر و انزلی و ابر شاهرود و بختگان و پریشان و .... اینها شاهدند که نمره شما ۸۰ نبوده است . خلاصه ای از اظهارات فاطمه واعظ جوادی در نشست خبری دیروز در اعتماد ملی
+
نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 13:41 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
"لشکريان تخريب و تباهي که از دستان بولدوزورهايشان خون سبز حيات ميچکد تا که قامت سترگ درختان، بر پاي سودپرستان جاهل فرود آورند عزم جزم کردهاند که نامحرمانه گام قيرآلود در حجله دماوند بگذارند. حجلهاي که عروس زيباي اين مرز و بوم آسماني در پيوند مقدسش با راستي و فداکاري همواره حيات را امتداد ميدهد. اينبار که عرصه بر کارگزاران طبيعت ستيز از آهنگ موزون و دلنواز آرشها به تنگ آمده است به بهانه آسفالت جادهاي آمدهاند که هرگز پاي لرزانشان ياراي رفتن در آن را ندارد. آنان در کينه اين ناتواني و در انديشه افزودن به ارقامي از مال و ثروت چشم به قامتي دوختهاند که فراتر از ميدان ديد محدودشان است." انگار دوباره هفته پیش آسفالت دماوند بار دیگر از سر گرفته شد که با اقدام مدیر کل محیط زیست استان تهان بار دیگر متوقف شد . آنچه در ابتدای پست آمده بخشی از یادداشت آقای عبدالحسین طوطیایی در روزنامه اعتمادملی است که روز ۵شنبه به چاپ رسیده است.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 12:41 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروز خبرگزاري ايسنا خبري منتشر كرده از كشف يك جسد متلاشي شده در مخزن آب پونك درتهران! آبي كه من نيز به دليل سكونت در محله پونك همه روزه از ان مي خوردم . و تازه امروز فهميدم كه در اثر اهمال كاري و عدم نظارت مسئولين آب منطقه اي ، بيش از يكماه است آب مرده پر از ميكروب و كرم و باكتري و قارچ و ويروس و خلاصه انواع كثافت را نوش جان مي كرديم . جالب است كه درست از دو هفته بعد از سكونت در منزل جديدم يعني از ۱۳ يا ۱۴ خرداد ماه من دچار بيماري روده اي شده بودم به طوريكه بعد از مدتي دوا و دكتر كه نتيجه هم نداشت ، به پيشنهاد همسرم نتيجه گرفتيم از آب معدني استفاده كنيم . البته مشكل كماكان به قوت خود باقي بود و فقط شدت بيماري كم شده بود . در اين مدت بارها در صحبت با ساكنان غرب تهران گفته بودم ، واقعا آب سد كرج آب مزخرفي است چرا كه اينقدر بوي بد مي دهد كه ما حتي براي چاي از آب معدني استفاده مي كنيم . حالا فهميدم كه علت اين بوي بد ، و بيماري خودم چه بوده . البته در خبر عنوان شده كه ظاهرا يكماه از مرگ مقتول يا مرحوم مي گذرد ولي جسد اينقدر متلاشي شده كه حتي جنسيت اش معلوم نيست . به نظرم يكماه نيست و شايد از همان دو ماه پيش اين جسد داخل مخزن آب پونك افتاده است ؟ حال پرسش اين است كه براستي چرا مخزن آب يك محله با ۱۷ ميليون متر مكعب آب بايد اينقدر ولنگار و بي درو پيكر باشد كه هر كس خواست يا جسدي در آن بريزد و يا مرگ موش و يا هر چيز ديگري ؟!! آيا حفظ سلامت مردم از نگاه مسئولان سازمان آب اينقدر بي اهميت است كه اگر من هم اراده كردم ،بتوانم بر سر مخزن آب بروم و يك ششيشه سيانور داخل آب بريزم ؟ آقايان! منابع آب شهرها را در حوزه هاي آبريز حفاظت نمي كنيد كه هر آقازاده و پادگاني دلش خواست فاضلاب توالت اش را پشت سد تخليه كند و به خورد مردم بدبخت بدهد، اما آيا حفاظت از مخزن آب يك محله شهري هم كاري دارد كه اينقدر سهل انگاري مي كنيد ؟ همه روزه توي خيابون صدها چماق بدست و زره پوش با انواع سلاح هاي گرم و سرد مستقر مي شوند تا امنيت كجا و چه چيزي ر ا برقرار كنند ؟! لااقل يكي از اين چماق بدست ها و زره پوشان را بالاي سر مخزن آب يك محله مي گذاشتيد تا اينچنين كثافت به خورد مردم ندهند.
+
نوشته شده در سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 14:14 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روزنامه اعتماد ، امروز نوشت: " تقلب در ثبت اتاق امن، نام مخترعان عوض شد؛ دادگاه عمومي تهران، با صدور حکمي ضمن تاييد تقلب در ثبت اختراع اتاق امن، دستور به تغيير نام مخترعان داد. به گزارش همشهري، به دنبال شکايت فرزاد سليمي از موسي مظلوم و علي اکبر محرابيان (وزير صنايع) مبني بر ثبت اختراع او توسط اين دو نامبرده به نام خودشان، دادگاه بر اساس شواهد تاييد کرد اختراع «اتاق امن زلزله» پيش از آنکه به نام محرابيان به ثبت برسد، توسط شاکي اختراع و طراحي شده بود و شاکي اين طرح را سال 82 به شهرداري تهران و سال 83 به مطبوعات ارائه داده بود. بر اين اساس دادگاه نتيجه گرفت مقامات وقت شهرداري تهران با دريافت طرح، آن را به نام خود ثبت کرده اند. در نهايت دادگاه حکم به بطلان ثبت اختراع به نام محرابيان و همکارش داد و حق معنوي اختراع را از آن فرزاد سليمي و محمود حسيني دانست." چه شود ! دولتی که وزیر کشورش دکتر کردان!! ، جاعل و متقلب از آب در می آید و معلوم می شود که فوق دیپلمی بیشتر نداشته ، دولتی که وزیر ضنایع اش متقلب از آب در می آید تا اختراع دیگران را به نام خود سند زند ، دولتی که وزیر علومش ، متقلب و دروغگو از آب در می آید ولی معلوم می شود که او هرگز به عنوان نابغه ریاضی در دنیا مطرح نبوده ، و دولتی که تیم ملی نوجوانانش که متاسقانه در سانحه هوایی کشته شدند متقلب از آب در می آید و معلوم می شود این به اصطلاح نوجوانان ، با شناسنامه جعلی و خارح از رده سنی نوجوانان به مسابقات جهانی اعزام می شدند ، معلوم است دیگر خود این دولت چیه ؟ انگار دروغ و تقلب از سر تا پای این دولت را فرا گرفته پس زیاد هم دور از انتظار نبود تقلب ۵۳ درصدی در انتخابات اون هم با زور و ارعاب. از این پس باید به همه چیز این دولت شک کرد . و باز هم مرگ یکی دیگر از جوانان دستگیر شده در واقعه ۱۸ تیر ! اعتماد امروز نوشت : " درگذشت يک دانشجو؛ يکي از دانشجويان مديريت صنعتي دانشگاه آزاد قزوين در زندان درگذشت. به خانواده امير جوادي فر که در جريان تجمعات 18 تيرماه گذشته بازداشت شده بود اطلاع داده شده ساعت 9 صبح امروز، پيکر او را تحويل بگيرند. وي که در روز 18 تير به دليل شکستگي دست و بيني به بيمارستان منتقل شده بود، بعد از مداواي اوليه بازداشت شده بود"
+
نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 17:38 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||