|
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
|
|
|
|
||||
|
یادداشت آقای دکتر هومن ملوک پور درباره اظهارات اخیر امام جمعه کاشمر در نکوهش قربانی کردن گوسفند در مراسم های مذهبی و شادی که امروز در اعتماد ملی به چاپ رسیده بسیار خواندنی است . وقتی سخنان این امام جمعه فهیم را می خوندم به این فکر می کردم که چطور برخی دیگر از حضرات تمامی این آیات و نشانه های الهی را نادیده گرفته و با تفسیر های معکوس ، عقاید شخصی خودشان را به خورد مردم می دهند. کاش جناب اشکوری ، مدیر کل محترم اوقاف گیلان که ناآگاهانه دستور قتل عام درختان کهنسال و چند صد ساله گیلان را به منظور مبارزه با خرافات صادر کردند سخنان امام جمعه کاشمر را هم می شنیدند تا لااقل فرق سره و ناسره را از هم تشخیص بدهند، تا دریابند که درخت مظهر خرافات نیست و اگه کمی دقت می کردند در می یافتند که خرافات اصلی از کجاها نشات گرفته و به مردم خورانده می شود . اما آفرین بر امام جمعه کاشمر که چنین شجاعانه درباره ریختن خون گوسفند به هر بهانه واهی سخن گفته و آن را مصداق خرافات و جاهلیت برشمرده است . "امام جمعه كاشمر مي گويد:اين عمل كه جلوي دسته هاي عزاداري يا عروس و داماد و... خون مي ريزند، هيچ منفعتي ندارد؛ اينكه گمان مي كنند رد شدن از روي خون باعث سلامتي و ايمني مي شود، در واقع خرافات و جاهلي است. حتي گاه ديده مي شود كه برخي افراد، خون قرباني را روي ديوار خانه مي ريزند يا به خودروي خود مي مالند كه اين هم از خرافات است؛ در دوره جاهلي گوسفندي را مي كشتند و خون آن را به ديوار كعبه مي ريختند كه خداوند از آن ها قبول كند ولي اسلام، اين عقايد را رد كرد. قرآن در آيه ٣٧ سوره حج مي فرمايد: خدا اين خون ها و اين گوشت ها را از شما نمي خواهد بلكه خداوند از شما پاكي و تقوا مي خواهد." ادامه یادداشت در اعتماد ملی است.
+
نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 14:47 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
"اگر تنها کارکرد مدیریت سازمان حفظ محیط زیست را در چگونگی رویارویی با پیامد مرگبار آلودگی هوا مورد ارزیابی قرار دهیم بخوبی می توانیم عدم کفایت این سازمان را دریابیم اما متاسفانه ابعاد این بی کفایتی بیش از قربانیان نسل حاضر و نه تنها در تهران که همه کشور است. اگر قرار باشد زنجیره قربانیان نسل های آینده کیفرخواست غفلت و یا تخریب آگاهانه تاثیرگذاران در این نابودی محیط زیست و در راس آنان سازمان متولی آن را امضا می کردند چه بسا باید پاسخگوی انبوه میلیاردی از شکایت کنندگان می بودند. قربانیانی که نه مال باخته که جان باخته این غفلت بزرگ هستند. آیا سازمانی که در واکنش منطقی به پرونده های ساده آلودگی یک کارخانه ساده عاجز است می تواند به این کشار جمعی پاسخ دهد؟" سازمان محیط زیست شاهد کشتار خاموش عنوان یادداشتی است از استاد ارجمند جناب عبدالحسین طوطیایی، که امروز در روزنامه اعتماد ملی به چاپ رسیده است . متن کامل این یادداشت انتقادی در ادامه آمده است. ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 14:17 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در تصویری که یکی ازدوستان شیرازی برایم فرستاده یکی از پایه های ستون های تخت جمشید با قدمت 2000 سال به بالا را می بینید که به نماز خانه خواهران در کنار تخت جمشید انتقال یافته تا نماز گزاران در پوشیدن و در اوردن کفش دچار مشکل باطل شدن وضو نشوند! واقعا تاسف آور است که میراث ملی و فرهنگی کشور ما اینچنین نابود می شود . آیا چیز بی ارزش تر دیگری برای نشستن و درآوردن کفش جز این وجود نداشت ؟ آیا سزاوار است که چنین رفتاری با آثار تاریخی کشورمان داشته باشیم ؟ اون هم در حالی که اگر این پایه سر ستون در جایی بیرون از کشور ما بود ، حداقل جایگاهش موزه لوور و واشنگتن و بریتانیا و ... بود ! ننگ بر ما !
+
نوشته شده در شنبه 19 بهمن1387ساعت 1:5 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فاطمه واعظ جوادی، که هم اکنون سکاندار کشتی به گل نشسته محیط زیست ایران است، یکی از پر سر و صدا ترین اعضای کابینه دولت نهم است که هر از گاهی زمزمه برکناری او توسط رسانه های نزدیک به دولت قوت می گیرد و بار دیگر فروکش می کند. پر سر و صدا بودن او و سازمان متبوعش نیز نه به واسطه عملکرد مطلوب و رضایتمندی گروههای زیست محیطی بلکه به واسطه سخنان عجیب و قریب او و اقدامات پرسش برانگیزش در انتصاب های فامیلی و رکوردار بودن در عزل و نصب مدیران و معاونان این سازمان و پرونده پر حاشیه همسرش در دستگاه قضایی به اتهام فساد مالی است که گاه حتی اعتراض نمایندگان مجلس و دولت را هم برانگیخته است. به نحوی که دوسال قبل درست در شرایطی که زمزمه برکناری او از ریاست سازمان محیط زیست همانند امروز قوت گرفته بود ، سخنگوی دولت به جای دفاع از وی و تکذیب این مهم ، در جمع خبرنگاران لب به انتقاد از جوادی گشود و از رسانه ها خواست که زیاد به سخنان جوادی حساسیت نشان ندهند چون او تخصصی در محیط زیست ندارد !
مطلب را در خبر آنلاین بخوانید . پیوست : کنوانسیون رامسر، افتخاری که دیگر از آن ما نیست! و موضوع برگزاری جشن روز تالاب ها بدون حضور خبرنگاران!
+
نوشته شده در شنبه 19 بهمن1387ساعت 0:22 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروز مصادف با دوم فوریه ، سالروز انعقاد نخستین پیمان زیست محیطی جهان است . پیمانی که نام ایران و ایرانی را با خود یدک می کشد اما اکنون سالهاست از شرم ایرانی بودن و آنچه که بر سر تالاب های ایران می آید سر به زیر انداخته است ! ۳۸ سال پیش در چنین روزی روسای محیط زیست ۱۸ کشور جهان به دعوت اسکندر فیروز ، رییس وقت سازمان محیط زیست ایران در شهر رامسر گرد هم آمدند تا نخستین کنوانسیون زیست محیطی جهان را برای حفاظت از تالابهای جهان به امضا برسانند . و اکنون ۳۸ سال است که بیش از ۱۸۰۰ تالاب در سراسر جهان در زیر چتر کنوانسیون رامسر شناسایی و به ثبت رسیده تا تحت حفاظت قرار گیرند . اما بر اساس گزارشی که دیروز توسط ایسنا منتشر شده اکنون کشور ایران در تخریب تالاب های بین المللی خود که در فهرست کنوانسیون رامسر نیز به ثبت رسیده گوی سبقت را از دیگران ربوده و رکوردار تالابهای در معرض خطر جهان است . ۷ تالاب ایران از مجموع ۲۲ تالاب ثبت شده ایرانی اکنون در فهرست مونترو یا تالاب های در خطر جهان قرار دارد ضمن اینکه دلاور نجفی ، معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست نیز در اعترافی تلخ خواستار اضافه شدن نام دریاچه ارومیه و تالاب گاوخونی به فهرست تالاب های در خطر جهان شده است تا ایران همچنان صدر نشین ویرانگری ها در تالاب ها باشد ! نمی دانم در روز جهانی تالاب ها که در بیشتر کشورهای دنیا جشن گرفته می شود ما ایرانیان باید جشن بگیریم یا در عزای تالاب های خود بنشینیم ؟! فقط می توانم بگویم روز جهانی تالاب ها برای ما ایرانیان دیگر یادآور یک افتخار ملی نیست . روز جهانی تالابها برای آنها که در این سه دهه اخیر مرتبا در طبل توسعه ناپایدار کوبیدند ، یادآور مسئولیت های فراموش شده ایست که باعث شد امروز از آن همه زیبایی بی همتا در تالاب های ایران تنها یک تل خاک باقی بماند . نمی دانم امروز ، سرکار خانم فاطمه واعظ جوادی ، رییس سازمان محیط زیست امسال چه کسی را به عنوان قهرمان تالابهای ایران معرفی خواهد کرد . اما این را می دانم که بهتر بود جایزه قهرمان تالاب را به وزیر راه و یا وزیر صنایع و یا وزیر نفت می دادند . بهتر است این جایزه را به پاس قدردانی از وزیر راه و وزرای قبلی راه و ترابری و به پاس تمام خوش خدمتی های وزارتخانه راه و ترابری درتمام این سالهای گذشته در ویرانگری تالاب های منحصر به فرد ایران که هر یک یا دارای ارزش ذخیره گاه بیوسفری بودند و یا واجد عنوان پارک ملی و پناهگاه حیات وحش، این جایزه را به وزیر راه می دادند . امروز هیچ کس نمی تواند مدعی باشد که برای نجات تالاب های ایران از خطر نابودی کاری انجام داده در عوض بسیارند قهرمانانی از دولت و مجلس که برای ویرانگری در تالابها با هم در رقابت اند . ببینید توسعه سدسازی و راهسازی محصول مشترک وزراتخانه های راه و ترابری و وزارتخانه نیرو چه بر سر پارک ملی دریاچه ارومیه در در آورده است ؟ ببنیید ضعف روابط دیپلماتیک ایران و ضعف وزارت امور خارجه و سر خم کم کردن در برابر افغان ها چه بر سر هامون زیبای سیستان و ۷۰۰ هزار آوره سیستانی آورده است ؟ ببینید مافیای سد سازی در وزارت نیرو چه بر سر بختگان ایران آورده است ؟ ببینید خودخواهی های برخی نمایندگان مجلس و عملکرد نامطلوب وزارت راه چه بر سر ونیز سبز ایران ، تالاب انزلی آورده است ؟ ببینید بهشت رویایی مازندران (تالاب میانکاله که یادآور رشادت های شهید محیط زیست یحیی شاهکو محلی بود ) چگونه از هر سو مورد هجوم وزارت راه و زیر مجموعه اش، وزارت نفت و باز هم برخی نمایندگان خودخواه مازندرانی قرار گرفته است ؟ ببینید با پریشان ایران، با نخستین پارک وحش بین المللی ایران که پیش از انقلاب به عنوان پارک بین المللی در جهان مطرح بود چه کرده اند ؟ امروز وزارت راه و خواسته های نابجای یک نماینده مجلس همه ایران را در ماتم فرو برده . آیا تجربه نابودی دریاچه ارومیه با جاده کلانتری که محصول خودسری های عده ای مهندس نما بود ، برای یک ایران بس نبود که امروز دو جاده مرگبار دیگر در دریاچه پریشان فارس و تالاب میانکاله مازندران در حال احداث است ؟ آزموده را دوباره آزمودن خطاست . اما تا به کی ما باید تاوان طرح های بدون مطالعه و ندانم کاری های برخی مسئولان کشوری را بدهیم ؟ شادگان را مملو از نفت ، حرای قشم را در زیر طرح های قریب الوقوع پتروشیمی و نفتی و پالایشگاهی ، میانکاله را زیر جاده سازی و بندر و اسکله نفتی و پالایشگاه ، گمیشان را زیر طرح های پروش میگو و زهکشی و پتروشیمی ، انزلی را زیر ساخت جاده و ورزشگاه ، ارومیه را زیر ساخت سد و جاده ، بختگان را زیر ساخت سد و اراضی کشاورزی ، هامون را به افغانها ، گاوخونی را زیر خروارها آلاینده و فاضلاب صنعتی و سدسازی و پریشان را زیر جاده سازی و سدسازی بردیم . این است دستاورد ایران برای ۲۲ تالاب بین المللی اش. رهاورد مدیران ایرانی ، نه برنامه مدیریت بوده و نه بهره برداری خردمندانه از تالاب ! بلکه استثمار طبیعت بوده و ویرانگری . در هر کجا که تالاب بوده حرص و طمع جاده سازی هم بوده ، امروز قلب اکثر تالاب های ایران با جاده های نامیمون وزارت راه از هم پاره شده و تکه تکه شده . به راستی چه کردیم با محیط زیست کشورمان ! چه پاسخی داریم برای نسل امروز و فردا که از داشتن اون هموه زیبایی محروم شدند . چه پاسخی داریم برای آیندگان؟ من امروز معتقدم جایزه قهرمان تالاب را باید به ویرانگر ترین فرد از بین کاندیداهایی چون وزیر راه ، نیرو ، نفت ، صنایع و معادن داد . به کسی که سایه خود و وزارتخانه متبوعش برای تالاب های ایران جز ویرانگری ارمغان دیگری نداشته است . و این فرد کسی نیست جز وزیر راه و ترابری . اما این جایزه ، یک بخش ویژه هم دارد و جایزه ویژه را باید به وزیر نیرو داد . کسی که به پاس خدمات ارزنده اش به سد سازان ، نفس میلیونها موجود زنده را در تالاب های ایران به شماره انداخته است .
+
نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 10:46 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||