|
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
|
|
|
|
||||
|
با اینکه این روزها زیاد سرحال نبودم و هنوز جای خالی مادر بزرگ را توی خونه مون حس می کنم ، اما شنیدن خبر اجرای حکم قصاص قاتلان ناصر پیروی بسیار خوشحالم کرد . شاید بعضی ها مثل همین ناصر کرمی خودمون ، بگوید : مژگان ! تو چه محیط زیستی هستی که از گرفته شدن جان یک انسان خوشخال می شوی . اما من حوشحالم که بالاخره یک جنایتکار که با سوء استفاده از لباس و پست و مقام اش دست به جنایت زد امروز قصاص شد . سه روز قبل که یکی از دوستان محیط زیستی که خیلی با خانواده شهید پیروی ارتباط نزدیکی داشت بهم خبر رو داد ، شوکه شدم . تا اینکه دو شب قبل همسر شهید پیروی با من تماس گرفت و این خبر را تایید کرد . میگفت از دادستان خوب استان خواستم که شما هم به عنوان خبرنگاری که خیلی در جریان سازی این خبر در رسانه ها کمک کردید ، زمان اجرای حمک قصاص حضور داشته باشید اما ایشان گفته فعلا نه . بهش گفتم : مهم همین است که حکم اجرا می شه و بود و نبود ما تاثیری نداره و من باز هم خبرشو کار میکنم . امروز صبح با خانم پیروی تماس گرفتم و ایشون خوشحال و شاد از اینکه عدالت اجرا شده گفت که هر دوی قاتلان در حضور ایشان به دار آویخته شدند . می گفت : آقای شاهرودی خیلی خوب حمایت کرده و خیلی ازش راضی بود .... یاد اون روزی افتادم که برای اولین بار با این خانواده آشنا شدم . همسر پیروی ضجه می کشید و شیون میکرد و همسرش راصدا می کرد . از نامردی ها میگفت . از اینکه چطور ناجوانمردانه سر همسرش را از بدن جدا کرده بودند . از اینکه چطور با آبروی آنها بازی کرده بودند. از پاکی و جوانمردی پیروی می گفت و از بچه های بی پدرش می گفت . من تا مدتها وقتی به یاد اون روز می افتادم اشک در چشمانم حلقه می زد و با اینکه هرگز ناصر پیروی را ندیده بودم اما احساس می کردم انگار پدر من را کشته اند . با خودم عهد کرده بودم هر کاری می توانم برای احقاق حقوق خانواده و جلوگیری از پایمال شدن خون این شهید انجام بدم . وقتی نخستین گزارش ام را در روزنامه شرق نوشتم ، خیلی ها انتقاد کردند که تو دیوانه ای چرا اینقدر تند نوشتی ؟ چرا به نظامی بودن انها اشاره کردی ، چرا اسمشان را نوشتی ، چرا همه جریانات را رو کردی ؟ اما باید یه نفر اینها را میگفت من با رعایت همه ملاحظات حقوقی گزارش ام را تنظیم کردم و در روزنامه شرق چاپ کردم تا همه بدانند چطور خون یک جنگلبان به ناحق ریخته شده ، سه روز بعد از ان سخنگوی قوه قضاییه ، اقای جمشیدی در یک نشست مطبوعاتی در جمع خبرنگاران راجع به این پرونده توضیح داد و نظامی بودن قاتلان و آدم ربایان را تایید کرد. بعد از آن مصاحبه ام با آقای ندیمی ، نماینده لاهیجان بهترین مصاحبه ام در مورد این پرونده بود که در همشهری کار کردم و چندین بار هم در اعتماد ملی راجع به این موضوع نوشتم . او تاکید کرد که قاتل در هر لباسی باید مجازات شود . اما خوشحالم که خانواده پیروی با پیگیری های خوبشان اجازه ندادند که خون این جنگلبان پایمال شود . آیا براستی اگر با قاتل رشید غفاری ، جنگلبان مظلوم گیلانی برخورد شده بود ، باز هم ناصر پیروی کشته می شد ؟ اگر با قاتلان و ضاربان ۴۲۰ جنگلبان و ۹۶ محیطبان برخورد می شد ، آیا باز هم ناصر پیروی و پیروی های دیگر اینچنین به قتل می رسیدند ؟ پیروی اسطوره مقاومت و پایمردی بود . دلاور مردی که وقتی ترور شخصیتی شد ، باز هم از پا ننشست و تا پای جان از جنگل دفاع کرد . پیروی همیشه در حافظه محیط زیست ایران زنده می ماند . روحش شاد و راهش پر رهرو باد
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 14:6 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
از همه دوستانی که با ارسال کامنت و اس ام اس و ایمیل و ... به یادم بودند و سعی کردند این درد و غم را با حضورشان در کنارم تسکین دهند سپاسگزارم . خداوند همه درگذشتگان را قرین رحمت و آرامش فرماید .
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 13:40 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مادر بزرگم ، مونسم ، همدمم ، رفیق مهربان و زنده دلم ، کسی که در تمام این سالها به ویژه در این یکسال اخیر چراغ خانه ما بود ، امروز پر کشید و برای همیشه به دیار باقی شتافت.
جای خالی مادر بزرگ را حس می کنم ، اما خوشحالم که دیگر درد نمیکشد ، خوشحالم که به آرامش ابدی رسید ولی چراغ خانه ما انگار خاموش شد. دیگر او نیست تا با من شوخی کند . تا با من عکس هایم را ببیند ، تا با من حرف بزند ، با من پج پچ کند، تا برای من دعا کند ، ... او دیگر نیست . کجایی خانم بزرگ ؟ کجایی ؟ خانه بی تو بی فروغ شده ، ...
+
نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت 23:54 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ظاهرا این توله ببر زیبا كادوی تولد پوتین بوده است! با تشكر از آقای ابوذر باقی كه این عكس ها را برایم ایمیل كردند
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 17:13 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||