تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

درگیری امروز ماموران نیروی انتظامی با دختران جوان در میدان هفت تیر ، عکس توسط یکی از همکاران روزنامه تهیه شده است !

خورشید را چگونه به زنجیر می کشند ؟....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 1:31 توسط مژگان جمشیدی |
Balatarin

۱۸ هزار هکتار از اراضی پناهگاه حیات وحش میانکاله ، یعنی بیش از یک چهارم وسعت منقطه واگذار شد!!

یعنی چیزی در حدود بیشتر از یک چهارم کل منطقه واگذار شده !!! منطقه ای که تنها نقطه بکر و دست نخورده باقی مانده در سراسر ساحل خزر بود امروز از جرگه حفاظت خالی شده ! یعنی ۲ برابر وسعت پارک ملی سرخه حصار ! این یعنی فاجعه !؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 2:29 توسط مژگان جمشیدی |
Balatarin

"وقتی کسی مثل اسکندر فیروز در ایران زندگی می کند. این چه بساطی است که سکان محیط زیست کشور در اختیار کسانی باشد که حتی نقشه این سرزمین را نمی شناسند. واقعا باید به ایران گفت خجالت بکش با این اداهای عجیب و غریبت."

اسکند فیروز، بنیانگذار تشکیلات سازمان محیط زیست و نخستین رییس این سازمان در سالهای قبل از انقلاب است ، کسی که هنوز هم بعد از گذشت ۳۰ سال آثار خدمات میهن پرستانه او در جای جای طبیعت ایران باقی است و چه سخت و رنج آور است دیدن چشمان مظطرب و نگران فیروز و نشستن پای صحبت های او که چه افسوس می خورد از طبیعتی که او ساخت و ویرانه ای که زنان و مردان تراز اول محیط زیست در این دو سه دهه از خود به جا گذاشتند !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 2:54 توسط مژگان جمشیدی |
Balatarin

از همه دوستان عزیز بلاگر و غیر بلاگر که لطف کرده و در این چند روز خاموشی قلم مرا در روزنامه و وبلاگ تحمل کردند ممنونم و شرمنده ، باشد روزی که قلمم پر توان تر از گذشته حکایت های ناگفته محیط زیست ایران را که اکنون دو ماهی هست از آن غفلت کرده ام بازگو کند تا بلکه دردی از شانه های خمیده طبیعت ایران برداشته شود.

اما چرا اکنون می نویسم ؟! خواننده ای به خود زحمت داده ، و با گذاشتن یک کامنت در پست قبلی که همه به ان دسترسی دارند به من گفته : "روزنامه که تعطیل شد لااقل حسنش این بود که دست فواحشی چون شما از عرصه مطبوعات کوتاه شد. حکایت اخلاقیات شما را زیاد شنیدم."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 0:12 توسط مژگان جمشیدی |
Balatarin

انجمن حمایت از حیوانات ایران با ارسال یک طومار اعتراضی به رییس جمهور نسبت به وضعیت اسف بار محیط زیست و حیات وحش ایران هشدار داده و خواستار برکناری فاطمه جوادی از ریاست سازمان محیط زیست شده است .

این طومار که در اواخر سال 1385 آماده شده بود و در طی این مدت صدها نفر از حامیان حفظ محیط زیست و حیات وحش آن را به امضا رسانده بودند،به نهاد ریاست جمهوری ارسال شد. از بین بردن جنگل ها و ساخت جاده در دل پارک های ملی و حفاظت شده، تخریب زیستگاه های حیات وحش و در نتیجه کاهش جمعیت حیوانات و بسیاری موارد دیگر بخشی از کارنامه ناموفق سازمان محیط زیست دردولت نهم بوده که با روند در پیش رو گونه های منحصر به فردی از حیات وحش و حتی گونه های بومی گیاهی از دست خواهند رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 0:33 توسط مژگان جمشیدی |
Balatarin

تارنوشت: آنها كه امشب چون من بيننده‌ي فيلم مستند پژمان مظاهري‌پور از شبكه‌ي 4 سيما بودند، حتماً بسيار حيرت كردند كه چگونه يك شبكه‌ي دولتي تلويزيوني، فيلمي را نمايش مي‌دهد كه در آن شديداً به ساخت چنين سدي در محوطه‌ي تاريخي تنگه‌ي بلاغي اعتراض شده و با جزئيات به ذكر ارزش‌هاي تاريخي اين تنگه پرداخته و آنها را نمايش مي‌دهد؛ آن هم سدي كه به دستور شخص رئيس‌جمهور فرمان آبگيري آن صادر شد.

جالب‌تر آن كه در اين فيلم براي اولين بار تأكيد شد كه تعداد درختان كهنسال و ارزشمند معدوم شده در بالادست سد سيوند، به هزاران اصله مي‌رسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 19:55 توسط مژگان جمشیدی |
Balatarin

دومین سالروز شهادت جنگلبان ناصر پیروی، رییس اداره منابع طبیعی ماسال ، امروز در حالی در دیلمان گیلان برگزار می شود که هنوز هم حکم قصاص سرهنگ پاسدار افراسیاب نصیری یکی از قاتلانش ، به تایید دیوان عالی کشور نرسیده است. چرا ؟ آیا براستی خدمت در یک نهاد نظامی و پست و مقام و درجه بالا می تواند حتی برای متهمان به قتلی که خود اعتراف به چنین جنایتی کرده اند ، مصونیت قضایی و حقوقی را به دنبال داشته باشد ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 16:45 توسط مژگان جمشیدی |
Balatarin

سعید سعیدی بار دیگر سفر خود را آغاز کرد. او که پیش از این در اعتراض به آبگیری سد سیوند مسیر تهران تا پاسارگاد را رکاب زده بود تا با جمع آوری امضا از مردم ، طوماری از مخالفان آبگیری سد سیوند را تهیه کند ، حتی مزه تلخ بازداشت و دستگیری را هم چشید . تصاویری که او نخستین بار از آبگیری سد سیوند تهیه کرد به وضوح نابودی میراث طبیعی سرزمین پارس را نشان می داد. با این حال و علی رغم همه اعتراضات مردمی ، سیوند آبگیری شد تا مهر تایید دیگری باشد بر جریان تاریخ ستیزی و ضد محیط زیستی مسئولان دولتی.

سعید سعیدی می گوید: درست است که به احترام جناب مهندس درویش دیگر چیزی نمی نویسیم
اما به احترام همین سکوت و برای نشان دادن هر چه بیشتر اعتراضم به آقای احمدی نژاد در ادامه برنامه 7000کیلومتر دوچرخه سواری در اعتراض به این آبگیری شوم فردا راهی جاده میشوم تا مسیر مشهد- تهران را رکاب بزنم و در این مسیر باز هم مردم ایران را برای اعتراض به این آبگیری شوم همراه سازم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 4:51 توسط مژگان جمشیدی |
Balatarin

وقتی محمد درویش در اعتراض به آبگیری سد سیوند و در غم به زیر آب رفتن میراث کهن تاریخی و طبیعی سرزمین پارس ، مهر سکوت بر دهان و قلم خود می زند ، این را به مثابه یک رخداد طبیعی و یک ژست میهن پرستی ساده نگذارید ، تنها یک تراژدی و یک فاجعه می تواند محمد درویش ، برترین و فعالترین وبلاگ نویس ایران در حوزه محیط زیست را چنان در غم و اندوه غرق کند که سکوت اختیار کرده و هزاران نفر خواننده تارنمایش را در انتظار رها کند و این تراژدی چیزی نیست جز نابودی" چهار راه تمدن ایران" ! چهار راهی که از تنگه بلاغی می گذشت !

پیوست: بازتاب سکوت محمد درویش، در اعتماد ملی ،مهر دل ،همنهاد

سیامک معطری:سكوت برترين وبلاگ زيست محيطی سرزمين ، وظيفه ما اينست که به اهالی اين سامان بگوييم که او سکوت کرده است

علی رضا آیینه چیان:سکوت به این معنا که وبلاگ مهار بیابان زایی به روز نخواهد شد. چرا؟ آب گیری سد سیوند آنچنان قلبش را آزرده که ترجیح می دهد تا زمانی نا معلوم در سکوت سر کند.

محمد آقازاده:نوشته تلخ محمد درویش در وبلاگ مهار بیابان زدائی به من انگیزه داد که مطلب پیش رو را قلمی کنم : هر کس به غیر قالیباف

محمد طاهری:"فریاد های "محمد درویش" به سکوت تبدیل شد"، درویش عزیز! شمعی که برای محیط زیست ایران برافروخته ای، غنیمت است واز تو می خواهیم بمانی وباز هم برای ما از بیابان بنویسی واز بیابان بگویی.

وحید نوروزی: به احترام سکوت تلخ و غمبار محمد عزیز من هم سکوت میکنم...

سعید سعیدی: شرمنده حسين هستم ! كودكي که در پاسارگاد خود را محافظ آرامگاه كورش كبير ميدانست، حتي شرمنده آن لك لكي كه شايد به نشانه اعتراض به ساخت سد در مقابلش لانه كرده بود

محمد رضا مردانیان:وبلاگ معروف «مهاربیابان زایی».این عزیزما ،دراعتراض به آبگیری سدسیوند،نوشتن مطالبش رومتوقف کرده

واژه نویس:درویش عزیز سکوت اختیار کرده است

سید علی رضا موسوی: "حنجره ها روز‌ة سكوت گرفتند پنجره ها تارعنکبوت گرفتند "

حر منصوری: به احترام سکوت محمد درویش و دیگر دوستان عزیز من هم وبلاگم را تا شروع دوباره ایشون آپ نمی کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 17:16 توسط مژگان جمشیدی |
Balatarin

 


[ Restart Browsing ]  |  [ Reset Cookies ]  |  [ Hot Stuff ]