تقدیم به مدعیان حفاظت از منابع طبیعی که در عمل ثابت کرده اند که فقط حرف می زنند
فکری کنید سلسله بندان رسیده اند انگار قرنهاست آیینه ها آرمیده اند
لبخند را چه ساده به غم ها فروختند آری ز منفعت طلبی ها چه دیده اند
چه بخوانید و چه نخوانید دیگر مهم نیست . از بس نامرادی دیده ایم و از بس ظاهر سازی و عوام فریبی دیده ایم دیگر مهم نیست فقط با چشمی پر از اندوه و دلی پر از درد انتظار نابودی طبیعت بکر پارک ملی "خبر" رامی کشیم فقط ، فقط ...
بی شک پارک ملی "خبر"یکی از مناطق اکوتوریستی و کاملاً با آب و هوای استثنایی در استان کویری کرمان است که البته با شرایط موجود و روالی که طی می شود از آن چیزی باقی نخواهد ماند ( باقی نمانده ..!!)جز همان کـویـر.
براستی آنان که ادعای حفاظت از منابع طبیعی را دارند آیا شود گوشه چشمی هم به این منطقه کنند؟
(البته بقول امروزی ها زود جو گیر نشوید و جهت پیگری نامه پاراف کنید( البته ما را امید به همان هم نیست!!) ؛ مشکل همین تصمیم گیریهای موضعی و درمان های سر پاییست، عمیقاً بیاندیشید)
روی کار آوردن تعدادی محیط بان که در لباس مقدس محیط بانی بجای حفاظت، اسلحه بدست گرفته و همچون حیوان درنده به جان حیات وحش منطقه افتاده اند و جالب آنکه بعضی از همین آقایان شکارچی خصوصی هم دارند. نگاهی بر وضع زندگی آنها و ثروت باد آورده آنها خود گواهی بر مطالب من است.
اما سوال اینجاست که این محیط بانان محترم طبق چه قاعده ای انتخاب می شوند ؟ آیا محیط بانی که هنوز آنقدر علم ندارد که حیات وحش را تحت عنوان شکار می شناسد؛ لایق این است که محیط بان باشد و حافظ طبیعت؟
در سال 1378 که این منطقه را پارک ملی اعلام کردند جمعیت گله های کل و بز در این منطقه چیزی حدود 7000 راس بود اما حالا چه؟ از آن جمعیت به جرات می توان گفت که 500 راس هم باقی نمانده . دلیل چیست و در کجا باید مشکل را جستجو کرد؟
با اندکی تامل علت این کاهش جمعیت و عدم مدیریت را پی خواهید برد.آیا این انصاف است که با محصور کردن منطقه و بجای حفاظت از آن به جان این حیوانات بی دفاع افتاده و جهت رسیدن به اهداف شوم خود نسل انها را منقرض کنیم ؟ چرا می خواهیم تجربه تلخ انقراض گونه های خرس سیاه و گور ایرانی را که زمانی در این منطقه بودند و اکنون از آنها فقط نام آنها باقی ماتده را باز تکرار کنیم؟
آیا ضربات سنگینی که خشکسالیهای چند سال اخیر یه منطقه وارد کرده بس نیست؟
براستی ازاین سازما ن محیط زیست جز نام ننگ چیز دیگری هم درافکارعلاقمندان به طبیعت باقی مانده است؟
اما مشکل دوم که باز هم باز می گردد به همین عدم مدیریت سازمان محترم! محیط زیست:
بیش از80 درصد گیاهان ودرختچه های این منطقه گرفتار آفت خطرناکی بنام لورانتوس شده اند که آرام و بی صدا طبیعت بکر منطقه را تبدیل به بیابان میکند( روزنامه کارگزاران 9 مهرماه 87 ) و به راستی چه راحت می توان تعریف بیابان را در این منطقه دید و لمس کرد(اکوسیستم های تحلیل رفته و بیمار ...) چرا ما برای یک بار هم که شده پیشگیری قبل از درمان را امتحان نمی کنیم؟
چرا ما باید فقط شاهد حوادث تلخ باشیم و بعد از آن فقط حسرت بخوریم؟
اما از مشکلات دیگر که این منطقه را تهدید می کند از بین بردن درختان بنه (پسته کوهی) توسط حیوانی بنام تشی است که با کندن پوست تنه درخت ؛ از آن تغذیه می کند. که تهدید جدی برای این درختان محسوب می شود
مشکل بعد که مدتی پیش در وبلاگ به آن اشاره کردم اما گوشی مطالب ما را نشنید. شاید باید به زبان دیگر سخن گفت تا شاید پیدا شود گوش شنوایی.
از مدتی پیش به علت افزایش ساخت و ساز در منطقه و کمبود مصالح عده ای افراد سودجو اقدام به برداشت شن از کف دره ی "در معدن" نموده اند که متاسفانه سبب ریشه کنی تعداد زیادی از درختان بادام کوهی شده اند . آری طبیعت بکر این منطقه آرام آرام جان می دهد و بشر این موجود سودجو همچون سرطان به جان این طبیعت بکر افتاده و آنرا رو به سوی نابودی می برد
در این منطقه جنایت به حد بحرانی خود رسیده است اما
افسوس که این مزرعه را آب گرفته است دهقان مصیبت زده را خواب گرفته است
مطلبم را زیاد طولانی نمی کنم چرا که شاید مدعیان بی مزد و منت! ملول شوند از قرائت آن. اما وظیفه من بعنوان یک انسان با وجدان بیدار نوشتن و آگاهی و روشنی بخشی است باشد که وجدان های خفته بیدار شوند.
در فرصت مناسب تصاویر را هم به نمایش خواهم گذارد
+ نوشته شده توسط رسول خوارزمی در یکشنبه 21 تیر1388 و ساعت
12:27 |